السيد عبد الحسين الطيب

131

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

احدى را تعليم نمىنمودند مگر اينكه ميگفتند ما براى امتحان شما آمده‌ايم پس مبادا اعمال سحر كنيد و كافر شويد و به يكديگر ضرر و زيان رسانيد بلكه هر كه گرفتار سحر شد رفع و دفع و علاج آن را بنمائيد و گرفتار آن را نجات دهيد ولى اين مردم از اين تعليم سوء استفاده نموده و نه تنها دردى را درمان ننمودند بلكه ترياق را بجاى سمّ استعمال نموده و از آنان فرا گرفتند آنچه ضرر و زيان به آنها ميرسانيد و موجب تفرقه بين زن و شوهر ميشد و البته خدا مانع از تأثير سحر آنان نبود و اذن و مشيّت حق بر اين قرار نگرفته بود كه سلب اثر از اعمال سحر آنها بكند و بالجمله اين تعليمات را به ضرر خود تمام نموده و به هيچ وجه از آنها انتفاع نبردند چنانچه با انبياء الهى همين معامله را مىنمودند و براى منافع دنيوى خيالى بسا در مقام ضديت با آنها بر آمده و يا دستورات آنان را تحريف و مطابق هواى نفس خود تفسير ميكردند . و بتحقيق دانستند كه با اين معامله بهره و نصيب خود را از سعادت آخرت بباد داده و از نعم ابدى حقيقى خود را محروم نمودند و اين بد معامله بود كه خود را در معرض عذاب الهى قرار دادند اگر درك مىنمودند . اين بود خلاصه آنچه در تفسير اين آيه به نظر ميرسيد ( و اللَّه العالم بحقايق الامور ) و در عيون اخبار الرضا « ع » شيخ صدوق ره در حديثى كه از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده آن حضرت ميفرمايد . « و امّا هاروت و ماروت فكانا ملكين علّما الناس السحر ليحترزوا به من سحر السحرة و يبطلوا به كيدهم و ما علّما احدا من ذلك شيئا الا قالا له انما نحن فتنة فلا تكفر فكفر قوم باستعمالهم لما امروا بالاحتراز منه و جعلوا يفرقون بما تعلّموه بين المرء و زوجه » و اين حديث شريف شاهد قوى است بر مطالب مذكوره و اللَّه الهادى